پروژه آزمایشگاه ماشین 1

سلام دوست عزیز

از تمامی کسانی که آز ماشین ۱ گذرانده اند، خواهش می کنیم اعلام کنند که ترم های قبل کدوم پروژه رو انجام دادند تا افرادی که این ترم آز ماشین دارند بهشون مراجعه کنند.

با تشکر فراوان

جمعی از بچه ها

بقیه ات را کی حساب می کنی؟؟

این متن در روزنامه کیهان ۲۶ اسفند ۸۹ کار شده است شکوفه بغض دارد باز می شود از بس که در خاک، بذر امید و عشق و بهار و ظهور و انتظار کاشته ام. زمین این روزها مستعد لالایی لاله های سرخ است و زمان در جست وجوی خورشید. تا در این گهواره آرام بگیریم، بیا و برای کودک آواره غزه، پدری کن. تا کی می خواهد بی تو بیاید پرستویی که کوچ کرده از کوچه نگاه من؟… قلبم را گره زده ام بر قفلی که کلیدش دست توست و دخیل بسته ام به شبکه های ضریح پنجره فولاد تا بیایی. به نفس نفس افتاده ام مثل این زمستان. با کدام بهار قرار گذاشته ای که بیایی یا صاحب الزمان؟ یا صاحب الزمین؟ یا صاحب الیسار و الیمین؟… می دانی! در چپ و راست اتوبوسی که دارد مرا راهی نور می کند تا کرخه را از نزدیک ببینم، هیچ شهیدی نیست. بگو پس چرا مادر مرتضای کوچک به جای «جبهه» می گفت: باباعلی رفته «منطقه»… رفته منطقه تا در «الی بیت المقدس» با دشمن بجنگد. بگو پس چرا شعار ما این بود؛ «جنگ جنگ تا پیروزی». راستی، شنیده ام اسلحه ذوالفقار و اسب ذوالجناح و جوشن کبرای ابالفضل و اشک نوح و عصای موسی جملگی دست توست. شنیده ام عیسی حواری توست. شنیده ام بهار حوالی توست. شنیده ام یک چیزهایی از بهار اما دوست دارم برای یک بار هم که شده بهار را از نزدیک ببینم و در کنار سفره هفت سین که یکی از «سین» هایش هنوز هم «سامرای غیبت» است، به جای دعای فرج، خدا را شکر کنم از آمدن بهار و برای دل خودم که به آرزو زنده است، حاضری بزنم و با تو عهد ببندم و با تو زندگی کنم و تو از نزدیک، امامم باشی. چند سال است، چند سال، که آینه سفره هفت سین بهار را نشان نمی دهد. در منطقه، جنگ سامری و سامرا بالا گرفته. ابوسفیان و بن صهیون و آل سقوط و خاندان خلیفه و کاخ سفید و سیف الاسلام و ناکث الخیر و دجال و ماهواره قیل و قال دارند از غیبت تو سوء استفاده می کنند و می کشند و می کشند و می کشند، اما هنوز در تفنگ باباعلی فشنگ هست. ما محاصره کرده ایم از نیل تا فرات، دشمنان انتظار را. انقلاب اسلامی دارد در میدان لولو می درخشد. شب پرستان برای ظلمت و جهل و تاریکی نیرو فرستاده اند. می شود آن امدادی که برای ما از غیب می آید، این بار خود خود تو باشی و از پرده غیبت درآیی؟… ماه را نگاه کن! ستاره ها را نگاه کن! بهار که این همه زیباست، با تو چه می شود! ماه که این همه زیباست، با تو چه می شود! می گویند تو بقیه خدا هستی. خدایا! تو که این همه بهار را، ماه را، نصرالله را، پرستو را، شکوفه را، قدس را، کربلا را، در بین الحرمین این هستی زیبا آفریده ای، تو که اینقدر خوبی، تو که اینقدر خدای خوبی هستی، بقیه ات را به ما پس می دهی؟… ما که سراسر عبدیم و حقیر و بدهکار اما این یکی را ما از تو طلب داریم ها! هی امروز و فردا می کنی! گفت: «تو که آخر گره رو وا می کنی، پس چرا امروز و فردا می کنی؟»… قولش را می دانم داده ای، اما ببخشیدها… اگر ممکن است زودتر! اصلا می خواستی خدای ما نباشی، ما بقیه خدای خودمان را می خواهیم در این بهار! ما که جز تو خدایی نداریم. خواهش می کنم؛ تو رو به اون خدایی که خودت باشی… یاالله! بقیه الله… بیا و حسابت را با ما صاف کن! باز هم تو به ما یاد بده! تو بزرگی کن! تو خدایی! ما که خدا نیستیم! این را برای خودت می گویم ها… اصلا خوب نیست خالق به مخلوق، بقیه اش را بدهکار باشد؛ اصلا خوب نیست!… امیدوارم مرا ببخشی که با این زبان با تو صحبت کردم؛ گفتم شاید با این زبان با تو صحبت کنم، بیشتر دلت به حال مان سوخت… خدا جون! چقدر خوبه که لازم نیست به «تو» بگوییم «شما». همین طوری خیلی بهتره! تا به حال به اینش فکر نکرده بودم!… راستی خدا! یادم رفت از تو بابت خلقت ماه تشکر کنم؛ خیلی زیباست اما از همین ماه هم بپرسی، دلش برای بقیه تو از اینجا تا آسمونا تنگ شده… از دستم دلخور نشوی ها! بگو بقیه ات را کی حساب می کنی؟

انسان در بند زمان

 

اي خداي بزرگ

چيزهايي كه براي ديگران لذت بخش است ، مرا خسته ميكند .

چيزهايي كه ديگران به دنبال آن ميدوند ، من از آن ميگريزم.

فقط يك فرشته آسماني است كه هميشه به قلب وجان من سايه مي افكند ،

و آن دوست قديمي من غم است. " شهيد چمران "

زندگی شگفت انگیز یک پرنده/هشت روز پرواز بدون غذا و استراحت

نوک دراز آبی 11،000 کیلومتر را در 8 روز بدون کوچک‌ترین توقفی برای استراحت و تغذیه می‌پیماید،‌ در حالی که بهترین هواپیمای ساخت بشر فقط می‌تواند 82 ساعت متوالی روی هوا بماند. راز این پرواز طولانی چیست؟

پرندگان مهاجر اغلب در سال دو بار دست به پروازی طولانی می‌زنند. این پروازهای طولانی، ‌شگفت‌انگیزند اما شاید آن‌چه بیش از همه تعجب ما را برمی‌انگیزاند، توانایی این پرندگان در طی مسافت‌های طولانی بدون استراحت است. شاید بتوان گفت اعجاب‌آورترین این نوع پروازها به گونه‌ای از پرندگان تلیله به نام نوک دراز آبی دم نواری تعلق دارد.

زندگی شگفت انگیز یک پرنده/هشت روز پرواز بدون غذا و استراحت+عکس

بر اساس گزارش ساینس دیلی، نوک دراز آبی دم نواری هر سال پاییز از آلاسکا به سمت سواحل زلاندنو پرواز می‌کند و بهار سال آینده این مسیر را برمی‌گردد،‌ مسافتی در حدود 11،000 کیلومتر، ‌بدون کوچک‌ترین توقفی برای استراحت و یا حتی خوردن غذا. پیمودن این مسافت طولانی بدون وقفه حتی در بین پرندگان مهاجر هم رکوردی بی‌نظیر به حساب می‌آید.
بر اساس این گزارش، این پرنده خیلی خیلی از بهترین هواپیماهای ساخت بشر جلوتر است. بهترین نمونه هواپیمای انسان‌ساز که از انرژی خورشیدی استفاده می‌کند، ‌می‌تواند 82 ساعت یعنی حدود سه روز و نیم روی هوا بماند، در حالی که نوک دراز آبی 8 روز کامل در سفر است. اما راز این توانایی چیست؟
خیلی‌ها معتقدند این پرنده می‌تواند خیلی کم انرژی مصرف کند: تنها 0.14 درصد از وزنش در هر ساعت از پرواز طولانی‌اش. اما این دلیل کافی به نظر نمی‌رسد.
از دیگر موارد مطرح شده،‌ شکل ایرودینامیک بدن این پرنده است که باعث می‌شود مقاومت هوا در برابرش بسیار کم‌تر شود. همچنین برخی به اهمیت سرعت پرواز در این پرنده‌ها اشاره نموده‌اند. در دنیای حیوانات، از نظر میزان مصرف انرژی  می‌توان نوک دراز آبی را با مارماهی‌ها مقایسه کرد که حتی خیلی کم‌تر از این پرنده انرژی مصرف می‌کنند،‌ اما مارماهی‌ها خیلی در سفر کند هستند و اگر قرار بود این 11،000 کیلومتر را بپیمایند، ‌345 روز طول می‌کشید.
با وجود فرضیه‌های مطرح شده، این که چه‌طور این پرنده می‌تواند 8 روز کامل میزان مصرف انرژی بدنش را به نحوی تنظیم نماید که نیازی به استراحت و تغذیه نداشته باشد،‌ هنوز پر از معما و شگفتی است!!

وقتی بیایی...

مهدی جان وقتی بیایی خورشید در قلب کوچکم دوباره طلوع می کند

وقتی بیایی کویر تشنه ی سینه ها را سیراب می کنی و با نگاه امیدوارت به ناامیدان امید می بخشی

مهدی جان تو اگر بیایی به واژه های خوشبختی روح دوباره ای می دهی

اگر بیایی زندگی معنای دیگری می یابد

وقتی بیایی خوبی های عالم را با خود به همراه می آوری

مهدی جان بیا تا با آمدنت انتظارمان به پایان رسد

مهدی جان بیا که منتظر آمدنت هستیم

قطعه ی گم شده ای از پر پرواز کم است                            

   یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است                

    عرق شرم زمین است که سرباز کم است

بوی گل یاس

قسمتی از خطبه ی دادخواهانه ی حضرت زهرا (س)

آنگاه که ابوبکر بر آن شد که فدک را از فاطمه (س) بگیرد، حضرت با همراهی گروهی از بانوان رو به مسجد آورد. حضرت بر ابوبکر وارد شد، در حالی که ابوبکر در جمع گروهی از مهاجران و انصار بود.                                         

حضرت بعد از حمد وثنای خدا و موضوعاتی دیگر (که من بدلیل خلاصه کردن مطلب از بیان آنها خودداری می کنم) ماجرای فدک را مطرح کردند. که متن آن به شرح زیر:

و اینک شما چنین می پندارید که ما را از پیامبر خدا نه ارثی ونه بهره ای است! آیا داوری روزگار جهالت را پسندیده اید؟ به راستی برای اهل یقین کدامین داوری از قضاوت خداوند بهتر است؟!

ای گروه مسلمانان ! آیا باید میراث پدرم به زور از من ستانده شود؟ 

ای ابوبکر! آیا در کتاب خدا چنین آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟

مگر خداوند خجسته نام و والا مرتبه نفرموده: << وسلیمان از داود ارث برد >>، یا در بیان داستان زکریا ویحیی نیاورده که زکریا گفت: پروردگارا !... مرا از جانب خویش وارثی عطا فرما، تا از من و از دودمان یعقوب ارث ببرد.

ونیز خداوند فرموده است: درکتاب خدا، خویشاوندان به ارث بردن از یکدیگر سزاوارترند.

پس آیا پنداشته اید که برای من نه بهره ایست، و نه مرا ارثی از پدرم می رسد؟ و یا آنکه میان من و او خویشی نبوده است؟! یا خداوند شما را به آیه ای از قرآن مخصوص داشته و پدرم را از شمول حکم آن بیرون نهاده است؟ یا شما به احکام خاص و عام قرآن از پدرم و پسرعمویم (علی) آگاه تر و آشنا ترید؟!

اینک ای ابوبکر این مرکب خلافت، افسار زده، زین کرده، مهار شده ارزانی ات باد، تا در گور با تو باشد، و تا در روز رستاخیز گریبانت را بگیرد.

پس به راستی خداوند چه نیکو داوری است! و محمد چه نیکو راهبری، و قیامت چه نبکو وغده گاهی! و زود باشد که از آنچه کرده اید، پشیمان شوید

 

 

تنهایی؟؟؟؟؟؟؟

تنها کاری که تنهاترین ها می کنند، تنها نشستن است.

تنها کلمه ای که تنهاترین ها می نویسند، تنها بودن است.

تنها حرفی که تنهاترین ها می زنند، ( تنهایم ) است.

تنها دوستی که تنهاترین ها دارند،تنهایی است.

تنهایی و تنهایی و تنهایی............

اما آیا تنهاترین ها می دانند در تنهایی خود تنها نیستند؟؟؟ 

طنز قرآنی!!!!!!!!!

از شکم چرانی پرسیدند: کدام آیه از قرآن را بیشتر دوست داری؟

گفت: شما را چه میشود طعام نمی خورید؟

پرسیدند: کدام دستور خدا را به کار می بندی؟

گفت: بخورید و بیاشامید.

پرسیدند: کدام دعاهای قرآن را بیشتر می خوانی؟

گفت: پروردگارا سفره هایی از غذا از آسمان بر ما بفرست.