شعر نیایش
آفتابت،
که فروغ رخ زرتشت بر آن گل کرده است
آسمانت،
که زخمخانه ي حافظ قدحي آورده است
کوهسارت،
که بر آن همت فردوسي پر گسترده است
بوستانت،
کز نسيم نفس سعدي جان پرورده است
همزبانان من اند
مردم خوب تو،اين دل به تو پرداختگان،سر و جان باختگان
غير تو نشناختگان
پيش شمشير بلا،قد برافراختگان،سينه سپرساختگان
مهربانان من اند
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند که گر بگشايند بندم از بند
ببينند که آواز از توست
همه اجزايم با مهر تو آميخته است
همه ذراتم با جان تو آميخته باد
خون پاکم که در آن عشق تو مي جوشد و بس
تا تو آزاد بماني ، به زمين ريخته باد!
که فروغ رخ زرتشت بر آن گل کرده است
آسمانت،
که زخمخانه ي حافظ قدحي آورده است
کوهسارت،
که بر آن همت فردوسي پر گسترده است
بوستانت،
کز نسيم نفس سعدي جان پرورده است
همزبانان من اند
مردم خوب تو،اين دل به تو پرداختگان،سر و جان باختگان
غير تو نشناختگان
پيش شمشير بلا،قد برافراختگان،سينه سپرساختگان
مهربانان من اند
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند که گر بگشايند بندم از بند
ببينند که آواز از توست
همه اجزايم با مهر تو آميخته است
همه ذراتم با جان تو آميخته باد
خون پاکم که در آن عشق تو مي جوشد و بس
تا تو آزاد بماني ، به زمين ريخته باد!
"فریدون مشیری"
"نوشته شده در شب امتحان معادلات به دلیل بیکاری و بی خوابی بی ربط به موضوع"
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۰ ق.ظ توسط امیر احمدی پور
|
این وبلاگ متعلق به تمام بچه های برق 88 چمران هست و از تمام همکلاسی های عزیز دعوت به همکاری میشود.