فرهنگ لغات دانشجويي

(the jozve) جزوه
1- وسيله اي كه در دست دانشجو جماعت بخصوص سال بالايي ها زياد مشاهده مي شود.
2- مجموعه اي از چند ورق A4!
3- رفرنس استادان تازه كار!!
4- اين وسيله بين دانشجويان مونث و مذكر رد و بدل مي گردد كه گاهی موجب تشكيل چيزي به نام « عشق » مي شود!
5- بعداز امتحان از ابزار مهم شيشه پاك كن ها و سبزي فروشان به شمار مي رود!!!
6- وسيله اي مهم براي ترسيم كاريكاتور اساتيد در حاشيه !
7- گل سرسبد درس و دانشگاه !!! 

(motaleeh the salone)  سالن مطالعه
1-مكاني در دانشگاه كه براي امور مختلفي از جمله بلوتوث بازي٬ ميزگردهاي تفني٬  گفت و شنود درددل هاي دوستانه و از اين  قبيل كارها مورد استفاده ي دانشجويان قرار مي گيرد.
2-مكاني كه در زمان ايران باستان٬گاها مشاهده مي شد كه در آن اشخاصي به درس خواندن نيز مشغولند!

(the watergarmkon)آبگرمكن
1- وسيله اي است كه به منظور حرارت بخشي به آب جهت استحمام به كار مي رود.
2- دستگاهي مثل آبسردكن دانشگاه !

( the watersardkon) آبسردكن
1- وسيله اي براي سرد كردن آب كه در تابستان بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد.
2- دستگاهي مانند آبگرمكن خوابگاه دانشجويي!

(the hamline telephone) تلفن همراه
1- وسيله اي براي كلاس گذاري  در برابر دوستان و آشنايان.(البته امروزه هر ننه قمري اين دستگاه را دارد٬ اين كاربرد كاهش يافته است !!)
2-دستگاهي كه در هنگام امتحانات نبايد همراه داشت (كيه كه گوش كنه ؟!!)
3-وسيله اي براي تك زدن براي اين و آن !
4-نوعي ابزار تقلب حرفه اي ها!

(the S M S) پيامك
نوعي پيغام است كه دانشجو از طريق سيستم تلفن همراه با اين سوال كه  "فردا صبح كلاس داريم ؟" مي فرستد و فردا همان ساعت٬ نصف و نيمه به دست مخاطب بيچاره مي رسد!

(farariDokhtar) دختر فراري
1- به دانشجوي دختري  مي گويند كه دنبال گرفتن انتقالي در يك دانشگاه ديگر است !!

(forjeh)  فرجه
1-به يك هفته قبل از شروع امتحانات گفته مي شود كه گاهي دانشگاه ها تعطيل مي كنند، گاهي نيز دانشجويان به بهانه ي درس خواندن! (به طور كلي تاكنون رويت نشده است كه دانشجو جماعت در اين زمان به دانشگاه بيايند!!!)
2- زماني براي رفتن خوابگاهي ها به شهرستان !
3-زماني براي شروع يللي تللي هاي دانشجويان بومي!!
4- نام آن برگرفته از يكي از مباني راديكال است!